رفته بودم خونه دوستم مهمونی. برا خودم خوشحال و خندان یه تاپ قلاببافی پوشیده بودم در حد «مکش مرگ ما». کلی هم زیرسازی کرده بودم و جلوبندی رو داده بودم بالا که همچین خوشفرم وایسته ملت ببینن تحسین کنن. دکمههای تاپم هم باز شده بود خیلی دلبر شده بودم. بعد صابخونه یه دختر داره که هشت ماهشه. من هم که خاله مهربان، همین که از در رفتیم تو پریدم نینی رو بغل کردم تیریپ قربونت برم خاله جون چه بزرگ شدی گذاشتم. بعد نینی بیتربیت هنوز جواب سلام و احوالپرسیم رو نداده دستش رو تا مچ کرد تو یقه من!! جان خودم حرکتش اصلا هم بیغرض نبود. اینقدر هم کوچیکه که نمیشه بگم داشت مثل بازیکنان پرسپولیس شوخی شهرستانی میکرد. کاملا جدی و با برنامهریزی و خیلی هم گرگصفتانه این کار رو کرد. یعنی ببینین ماهواره با جامعهامون چی کار کرده. حتی تو مهمونی زنونه هم نمیشه با خیال راحت پا گذاشت. حتی نمیشه بچهها رو بغل کرد...
والا!!